تبليغاتX
یه ستاره توی قلبم




تنهای تنهام

         یاد چشماتن داره اتیش می زنه قلب منو

                                                                       حتی عکسای تو هم مرحم دردم نمی شه !

 

چه اسون یادت رفت هر چی گفتی رو ... چه اسون یادت رفت اشکام فقط واسه تو بود ... چه اسون یادت رفت با اومدنت بی خیال همه چی شدم و با رفتنت دیگه هیچی ندارم!

چه نامرد شدی انگار یادت نیماد گذشته ها چی بود انگار گذشته ای اصلا وجود نداشته.........

نمی تونم باور کنم نمی تونم.........

مگه میشه تو هنوز پاکی هنوز فرشته ای نمی دونم چرا می خوای تظاهر  کنی که ازم بدت میاد که سنگی نمی دونم چرا ........

چرا حرمت هیچی رو نگه نمی داری ......چقدر بی رحم شدی یه ذره به اشکام رحم کن به این دل که داره  واسه تو ذره ذره اب میشه به خدا طاقت نداره روزی هزار بار بغض می کنه که نکنه تو دلت بگیره بعد تا باهات حرف میزنه بهش فحش میدی میگی ازم متنفری خستم تو رو خدا یه ذره غرور واسم بذار که بتونم سرمو بالا بگیرم من واسه اینکه غرورت نشکنه هر کاری کردم اما حالا حالا تو چی ...........

غروری مونده که خوردش نکنی ؟؟؟؟؟؟؟؟

فرشته ی من می دونم دیگه هیچ وقت نمی ذاری حرف بزنم اخه وقتی حرمت هیچی رو نمی خوای نگه داری معلومه دیگه حق حرف زدن ندارم ولی خیلی وقتها تو دلم باهات حرف میزنم واست می نویسم بعضاشو اینجا مذارم شاید دلت بسوزه و راضی بشی حرفامو گوش کنی .........ولی فکر کنم محاله........

کاشکی ازم متنفر نبودی............

نمی ذارم بری... کجا بری اخه ؟
دلت میاد اینجوی منو تنها بذاری ؟
کجا بذارم بری اخه ؟ بذارم بری که تا عمر دارم از دوریت گریه کنم بذارم بری که تا روزی که زندم تا اسمت میاد چشمام سرخ بشه و چشمامو ببندمو بگم کاشکی زنده نمی موندم تا نبودتو ببینم ؟
بذارم بری تا از غصه ی نبودت دق کنم؟
بذارم تنهایی از غصه دق کنی ؟
نمی ذارم...

 

کجا میری اخه بی انصاف؟ مگه تو دل نداری؟بابا منم همون که می گفتی میمیری واسش............
دلم می خواد داد بزنم فریاد بزنم برگرد.........
اما تو گوشاتو گرفتی ...کی چی داره تو گوشت زمزمه می کنه که چشماتو روم بستی ...
اینا همون چشمان؟ همونایی که تا بارونی می شدن هق هق من در می اومد ؟
پس چرا چشمای منو بارونی می کنند؟؟
چرا می بندیشون یه لحظه نگام کن فقط یه لحظه ...

 

چقدر سخته ...انگار اصلا نمی شناسمت انگار نمی دونم کی هستی...
فقط یادمه یه زمانی یه فرشته بودی کنارم...
یکی که همه کسم بود یکی که نبودش فقط یه معنی می داد مرگ من...
دلم برات لک زده ...
واسه خنده هات واسه مهربونیات واسه روزایی که تا بهت می گفتم دلم برات تنگ می شه تو می گفتی هنوز نرفته دلت برام تنگ شده...اما حالا میگی حالت ازم به هم می خوره میگی احمق بودم که حرفاتو باور کردم.....
کدوم حرفت راست بود کدومو باور کنم مگه فرشته ها هم دروغ میگن فرشته ی من؟؟؟

 

چی شد که  از چشات افتادم ؟ مگه چی کار کردم ؟ می دونی که واست میمیرم  چرا باورم نمی کنی ؟ چرا می گی دوست ندارم چرا میگی بهت فقط وابستم ؟نمی گی دلم می شکنه ؟ نمیگی دق می کنه ؟ نمی گی اخه چجور نبود همه کسشو باور کنه ؟
اخه اون که جز تو کسی رو نداره!
وقتی تو نباشی هیچی نداره بودن چی رو باور کنه ؟
اخه چرا دعام نمی گیره ؟ چرا خدا هم مثل تو باور نمی کنه دوست دارم چرا تو رو ازم گرفت ؟؟؟

 

قهوه رو یادته می گفتی زندگی مثل یه قهوه تلخه منم می گفتم تو شکر قهوه ی منی ........تو هم می گفتی نمکشی مزه شو زهر مار می کنی فقط ظاهرت مثل شکره...........
به خدا هنوزم می گم شکری فقط نبودته که گند می زنه به زندگیم...
لعنت به جدایی...
لعنت به نبودنت لعنت به هرچی قهوه و نمک و شکره لعنت به هیچی و همه چی وقتی که تو نباشی ...

 

دلم گرفته از نبودنت شایدم از سنگ بودنت ...نه سنگ نیستی نمی دونم چرا تظاهر می کنی نمی فهمم چرا سردی چرا می خوای باور کنم که دوسم نداری...همه ارزوم این بود که ارومت کنم اومدم خیر سرم زندگیتو بهت برگردونم اما چیزی رو که برنگردوندم هیچ ارامشتم ازت گرفتم ...دیگه نمی خوام این دنیا رو ببینم دیگه نمی خوام اشکاتو ببینم سر بذار رو شونم می خوام پیشت بمونم می خوام کنارت باشم می خوام باهات بخونم می خواد داد بزنم بگم بازم پیشت می مونم ببین واسه تو خوندم ببین پیشتو موندم چرا تنهام می ذاری اخه ؟؟؟

 

کجاست اون روزا کجاست فرشته ی من ...هوا سرده دوباره برف دوباره هوای رفتن دوباره خاطراتی که هر کدوم سیل چشمامو جاری می کنه...دوباره بی تو خوندن دوباره بی تو موندن دوباره برف میاد عین پارسال هر برفی که میاد یکی از پیشم میره پارسال اون رفت و امسال تو...خدا کنه سال دیگه خودم از این دنیا برم ...نه سال دیگه دیره میخوام الان برم...دوباره سکوت دوباره بهت عجیب و باور نبودنت همیشه همینجوری یه سال صبر می کنم بعد تازه باور می کنم باید نبودشو باور کنم...چه غریبونه دارم واسه خودم می خونم چه بی کس و تنها شدم چه خسته شدم ...من همون مریمم؟

 

نمی خواستم بذارم بری چه قدر این سرنوشت زورگو و ظالمه به زور گفت باید باور کنم نیستی همش می زنه تو صورتم میگه احمق به کی فکر می کنی کسی که دیگه اصلا تو رو یادش نمیاد ولی دروغ میگه تو هنوزم به من فکر می کنی مگه نه؟؟؟بگو دیگه...بگو همه بدونن من اشتباه نمی کردم بگو همه بدونن تو دوسم داشتی همه بهم می گن احمق ...خسته شدم بسمه بسمه تو رو خدا بس کنید می خوام برم می خوام برم ولم کنین...ولم کنین دست از سرم بردارین نمی خوام تو این دنیا بمونم می خوام پر بکشم دست و پامو ول کنین تو رو به خدا بذارین برم تو رو خدا....

 

غریبونه واست می خونم
من همیشه پیشت می مونم
نرو بی من نرو بی من
 تا ابد باهات می مونم ...
دونه دونه اشکامو رو گونه هام می بینم
کاشکی فقط یه بار دیگه بیام تو رو ببینم
جات خالیه کنارم
جر تو کسی ندارم
سر رو شونش بذارم
از غم نبودنت از شب تا صبح می نالم
اگه سرنوشت من اینه بذار اروم بخوابم
می خوام برم تا اسمون برم تو اوج کهکشون میخوام برم پیش خدا دیگه نگم پیشم بمون ...

 

من پشیمون می کنم جاده رو از رفتنت
 تو نباشی می پره عطرتم از پیرهنت
می خوام اروم شم تو نمیزاری
هر دو بی رحمن عشق و بیزاری
 همه دنیامو زیر و رو کردم
تو رو شاید دیر ارزو کردم
 قدمای اخرو اهسته تر بردار
 واسه من کابوسه فکر اخرین دیدار
 بغض این اهنگ ما رو تا کجا ها برد
شایدم تقدیر منو امشب به رحم اورد...
من پشیمون می کنم جاده رو از رفتنت...

 

 

روز به روز بدتر از قبل می شکنم هر بار که بهم میگی ازم بدت میاد هر دفعه که بهم فحش می دی و میگی همه چی دروغ بوده همه حرفات میشکنم خورد میشم چشمام پر اشک میشه اما به روت نمیارم دلم نمیاد حتی از گل کمتر بهت بگم ...مطمئنم اگه اشکامو میدیدی تو هم دلت برام می سوخت خودم وقتی تو اینه نگاه می کنم دلم واسه خودم می سوزه چه برسه به تو...
این سکوت لعنتی رو بشکن خسته شدم یا ساکتی  یا فحش میدی نمی خوام بری نمی ذارم بری به چه زبونی بگم دوستت دارم...
چرا باهام بازی کردی چرا به کدوم گناه زندگیمو ازم گرفتی ؟؟؟
از وقتی رفتی گذر زمانو حس نمی کنم همش فکر می کنم یکی دو روز گذشته و برمیگردی اما...
چقدر روزها طولانی شدن چرا برنمیگردی ؟؟

 


+ باز تنها شدم جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت 13:53 با دل شکسته ی مریم |


دلم گرفت از این زمون

                از زخم زبون این و اون

                             دلم می خواد پر بکشم

                                                  از این جا تا به اسمون

تنهام تنهاتر از همیشه............................ 

تنهای تنها...........

انگار هیچ کی فریاد سکوتم رو نمی شنود..................

لحظه های سختیه وقتی دلت می خواد فریاد بزنی ولی هیچ کی نیست که به دادت برسه ضجه می زنی فریاد می کشی اما ......................

حیف حیف که خیلی زود دیر می شه زود تر از اونی که بفهمی ......

زود تر از اونی که بفهمی چی رو از دست دادی......

بفهمی دیگه اونو نداری

بفهمی باید یه عمر با خاطراتش زندگی کنی

خاطراتی که داغونت می کنه

صداش همش تو گوشت می پیچه

نگاهش

خنده هاش

اما حتی حاضر نیست التماساتو گوش کنه

مگه میشه ؟

چه طور میشه انقدر راحت دروغ گفت ؟مگه اصلا میشه دروغ گفت

توی دنیای صادقانه و کودکانه ی من جایی برای دروغ نبود

چطور دلش اومد ؟

مگه اشکامو باور نکرد ؟

مگه باور نکرد دوسش دارم ؟

مگه میشه کسی الکی اشک بریزه ؟

میگه میشه کسی به دروغ بگه دوستت دارم؟

مگه من دروغ گو بودم که انقدر راحت تنهام گذاشت ؟

چرا ؟

چرا بهم تهمت زد؟

چرا تنهام گذاشت ؟

گناهم چی بود ؟

این که دوسش داشتم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اره گناهم این بود ..............

کاشکی بهش دل نمی بستم

حالا چی کار کنم ؟

صداش ارومم نمی ذاره حسرت خنده هاش به دلم مونده دلم می خواست پیداش می کردم فقط صدای خنده هاشو می شنیدم..........................

کجا رفت ؟

بی اون رو کدوم شونه سر بزارم و گریه کنم

چرا حرفامو نشنید چرا باورشون نکرد ؟

مگه نگفت نمی خواد بدبختی مو بیبینه ؟

پس چرا بدبختم کرد؟

اون که طاقت اشکامو نداشت چه جوری چشمامو واسه همیشه بارونی کرد؟

 

 

 

کاشکی قبل رفتنش بغض توی گلومو حس می کرد..........

کاشکی فریاد سکوتمو می شنید........

کاشکی می فهمید با اشکام التماس می کنم که نره........

کاشکی قرمزی چشمامو می دید ...........

حسرت نگاهم که پشت سرش بودو حس نکرد ؟

مگه محو چی بود که فراموشم کرد ؟

مگه من همونی نبودم که دوسم داشت ؟

مگه همونی نبودم که دعای قنوتم کسی نبود جز اون ؟

چی شد که حتی التماس چشمامم نتونست جلوی راهشو بگیره ؟

 

خدا اگه میون این همه ادم بازم نوبت باختن من بود چرا عاشق شدم من ؟

اونی که همه هستی مو زیر پاش دادم چرا اتیش سوختن من بود ؟

چرا عاشق شدم من ؟

 

 

چرا تنها شدم من ؟

 

می خوام داد بزنم فریاد بزنم دوستت دارم تو رو خدا روتو بر نگردون یه بار به حرفام گوش بده........

تو رو خدا نرو

به پات می افتم

نرو

التماس می کنم نرو

تنهام نذار

جونمو می دم ولی نرو قسمت می دم نرو ..........

 

داری میری ؟ خدانگهدار این نفهمی که دوسش نداشتی دوست داره خیلی هم دوستت داره !!مواظب دلت باش که اگه بگیره چشمام بارونی میشه هر چند که چشمام بعد تو رنگ افتابو نمی بینه .........

اشکام بدرقه ی راهت خداحافظ مهربونترینم شاید خیلی بدم که محبتتو بهم نمی دی مواظب خودت باش اشکام مال تو یادت مال من بال و پر مال تو یادت مال من پر بکش پر بکش پرنده ی من .....................

 


+ باز تنها شدم سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 17:42 با دل شکسته ی مریم |


خستم خیلی خسته درست همین روزا بود یه پسر بچه یکی که فقط ۱۵ سالش بود سر کلش پیدا شد من یه دختر پرو بودم هیچ پسری نمی تونست جلوی زبون من دووم بیاره همه یه جورایی می خواستن رومو کم کنن تا اینکه بین این پسرا یه پسر ۱۵ ساله پیدا شد اولش فقط به چشم یه مزاحم بهش نگاه می کردم اما بعد درست روز تولدم با یه سری قول قرارای مسخره عاشقش شدم یه پسر قمی هیچ وقت مسخره بازیاشو یادم نمیره یه بار واکسن زده بود گفت دارم می سوزم توی تب منم کلی هل کردم بعد گفت منظورم تب عشق تو بود اخ که چقدر دلم براش تنگ شده چقدر دلم می خواد برگرده کاشکی سر نوشت اونو ازم نمی گرفت چقدر دلتنگشم چقدر...............

از یه طرف دلتنگی اون و از طرف دیگه تهمتای مردم داغونم می کنه قبلا سرمو می گرفتم بالا و می گفتم عشقم نفسم جونم زندگیم امیره حالا سرمو میگیرم پایینو می گم رفت بعدم حرفای مضخرفشون شروع یم شه تو عاشق نبودی عشقتون هوس بوده ناپاک بودین از ادمایی که ندونسته و از همه جا بی خبر حکم مرگو برات صادر می کنن متنفرم خستم کردن اگه گفتم بره واسه خودش بود واسه اینکه دوست نداشتم بدبخت بشه مثل من هنوزم من کثافتم ؟ من هوس بازم ؟ من که پای قولم موندم با خودش نموندم اما با خاطراتش موندم ........

دیگه از دست این مردم بیزارم

خدا جونم من دوست دارم نمی خواستم اینجوری بشه هر وقت هوس خود کشی به سرم می زنه می گم نه نمی خوام خدامم از دست بدم اما ........

سرنوشت اخرش من و تو رو هم از هم جدا می کنه تو رم از من میگیره خدا مطمئنم ...

 اگه خودکشی کردم نمی خوام منو ببخشی نمی خوام بیای کنارم نمی خوام ازت هیچی نمی خوام

فقط برام دل نسوزون وقتی توی اتیشت جیغ می کشیدم دلت برام نسوزه تو هم ازم بدت بیاد تو هم مثل مردم این دنیا بشو تو هم فراموشم کن اگه دلت بگیره اون برام زجره فراموشم کن اصلا منو نبین فکر کن من اصلا وجود نداشتم خدا دوست دارم هم تو رو هم عشقمو مواظبش باش من که نبودم یه وقت کسی اذیتش نکنه سپردمش دست خودت من می رم ولی بدون تا ابد دوست دارم عزیزم......

دلم بد جوری گرفته از ادما از دنیا از همه سیرم فقط یکی تو دنیا هست که خیلی دوسش دارم هم خودت هم خودش می دونه کیه اگه اومد تو وبم فقط بدونه تنها به امید بودن اون زندم همین......

و بدونه که خیلی دوسش دارم خیلی ............

تا اپ بعدی برای همتون ارزوی می کنم که بد بختیای منو نکشین خداحافظ....بای...


+ باز تنها شدم یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 17:51 با دل شکسته ی مریم |


دوباره دلم هوای اون روزا رو کرده می خوام امروز یکی از صفحه های دفتر خاطراتتمو توی یه روز برفی بنویسم روزی که ۲ ماه بود که منو از عشقم جدا کرده بوند روزی که همه داشتن برف بازی می کردن و من تنهای تنها پشت پنجره نشسته بودم و یاد خاطراتم اشک می ریختم چه قدر تنها بودم و حالا چقدر تنها تر شدم...............

اسمونو نگاه کن داره برف میاد دیرزو بارون میومد حالا برف اونم چه برفی جون میده واسه دیوونه بازی

واسه اینکه دو ساعت زیر این برق قدم بزنی اما دو نفره ها .....

یادته بیرون بارون میومد از مدرسه که اومدم خونه نشستم  تمام خاطرات توی راهو برات تعریف کردم تو هم گفتی دوست داری که با من بیای و بریم زیر بارون و دیوونه بازی در بیاریم می ترسم وقتی میام با کس دیگه ای زیر بارون و توی برفها راه بری هر بلور برف اشکمو در میاره الان رو تختم نشستم از امتحان اومدم گند زدم فکر نمی کنم معدلم صفرم بشه ولی اشکال نداره چی کار کنم دیگه عاشقم...همش به تو فکر می کنم فکر و ذکرم شده تو همش تو ناقلا کی اومدی اینطوری تو قلبم جا گرفتی بیرو نیم ری هان ؟

دلم برات تنگ شده دلم می خواد بیای پیشم کنارم بشینی پشت پنجره ی اتاقم با هم زل بزنیم به کوچه ی ژر از برف سپید

بقیه اش دیگه نیم شه اینجا نوشت

فقط بدونین اونی که هر لحظمو به خاطرش به خودم زهر می کردم اونی که به خاطرش حتی چند بار تا مرز خودکشی رفتم اونی که اون قدر دوسش داشتم که شب تا صبح خوابشو میدیدم اونقدر داغونم کرد که حالا جز یه بچه چیزی نمی بینم این بود اخرین برگ دفتری که نشد بقیه ی خاطرات عشق بی همتا رو توش نوشت چون بقیه ی صفحه هاش اگه سیاه می شد جز زجر و غم اندوه چیزی به جای نمی ذاشت همون بهتر که فراموش کنم اخرین روزا چه جوری شد و چه جوری فراموشش کردم می خوام تا ابد همون مهربون تو قلبم باشه چون نمی خوام زیر قولم بزنم  می خوام اگه نشد با خودش بمونم لااقل با یادش زنده باشم با اینکه می دونم اون حتی دیگه حاضر نیست یک ثانیه به یادم باشه

 


+ باز تنها شدم چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 17:5 با دل شکسته ی مریم |


واست میمیرم                      

 

سردی نگاهو بشکن

فاصله سزای او نیست

تو می دونی واسه همیشه

این جدایی حق او نیست            Go to fullsize image

 

بودن تو ارزومه

حتی واسه یه لحظه

میمیرم بی تو.............              Go to fullsize image

 

خوندن من یه بهونه است        

یه سرود عاشقانه است

من برات ترانه می گم

که بدونی که باهاتم

تو خود دلیل بودنم

بی تو شب سحر نمی شه

میمرم بی تو ................

 

من عشقت رو به همه دنیا نمی دم

حتی یادت رو به کوه و دریا نمی دم

با تو می مونم واسه همیشه

اگه دنیا بخواد من  وتو تنها بمونیم

 واست میمیرم جواب دنیا رو می دم

با تو می مونم واسه همیشه..............     

 

من عشقت رو به همه دنیا نمی دم

حتی یادت رو به کوه و دریا نمی دم

با تو می مونم واسه همیشه

اگه دنیا بخواد من  وتو تنها بمونیم

 واست میمیرم جواب دنیا رو می دم

با تو می مونم واسه همیشه..............

 

خاطرات تو رو چه خوب چه بد هک می کنم

توی تنهاییام فقط به تو فکر می کنم

با تو می مونم واسه همیشه

 

اگه دنیا بخواد من و تو تنها بمونیم

واست میمیرم جواب دنیا رو می دم

 با تو می مونم واسه همیشه ............

 

اگه دنیا بخواد من و تو تنها بمونیم

واست میمیرم جواب دنیا رو می دم

 با تو می مونم واسه همیشه ............

 

سردی نگاهو بشکن

فاصله سزای او نیست

تو می دونی واسه همیشه

این جدایی حق او نیست

 

بودن تو ارزومه

حتی واسه یه لحظه

میمیرم بی تو.............

 

خوندن من یه بهونه است

یه سرود عاشقانه است

من برات ترانه می گم

که بدونی که باهاتم

تو خود دلیل بودنم

بی تو شب سحر نمی شه

میمرم بی تو ................

 

من عشقت رو به همه دنیا نمی دم

حتی یادت رو به کوه و دریا نمی دم

با تو می مونم واسه همیشه

 

خاطرات تو رو چه خوب چه بد هک می کنم

توی تنهاییام فقط به تو فکر می کنم

با تو می مونم واسه همیشه....................

 

 

 

 

 من می خواستم واست بمیرم اما تو حتی به من فرصت ندادی که واست بمیرم رفتی  رفتی و حالا من بی تو هر ترانه ای رو که می شنوم بغض گلومو میگیره هزار بار ارزو می کنم که کاشکی بودی و واست می مردم اما این فرصتو ازم گرفتی کاش بودی کاش داغونم نمی کردی کاش حاضر می شدی عزیزترین کسم باشی کاش .................

کاش هیچ ای کاشی وجود نداشت 

چون هنوز دوست دارم اینم واسه تو

 منتظرم نذار دیگه دارم دق می کنم

 سوختمو نیومدی


+ باز تنها شدم سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 17:12 با دل شکسته ی مریم |


خیلی وقت بود دلم خیلی گرفته بود دلم می خواست مثل همه بنویسم اما نمی شد نمی دونم چرا اما حالا می خوام بعد از چندین ماه که از داغون شدنم می گذره زبون باز کنم می خوام حرف بزنم نمی خوام داغون بشم می خوام باهاتون حرف بزنم به هر زبونی که بتونم اگه دوست داشتین اینجا چت رومم می زارم یا اصلا می ریم توی نظرات فقط قول می دین که کنارم بمونین ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+ باز تنها شدم سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 16:28 با دل شکسته ی مریم |





Copyright © 2006 - 2007 - a-starinmyheart.blogfa.com